تنها تو ...

مخاطب خاص....

قرار نیست منم دل یکی دیگه رو بسوزونم.برعکس اونو اونقدر خوشبخت می کنم که به هر روزی که جای اون نیستی لعنت بفرستی!

 

ببین چقدر عمرم برایش کوتاه بود که به من می گفت"گلکم"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 آذر1393ساعت 1:55  توسط لیلا ...  | 

سلام...

سلام به همگی

خوبید

ما هم خوبیم شکر.......

ازخدا گله دارم همین..........................,

+ نوشته شده در  شنبه 3 آبان1393ساعت 1:2  توسط لیلا ...  | 

خداحافظ...

سردش بود...دلم را برایش سوزاندم گرمش که شد با خاکسترش نوشت... خداحافظ!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1392ساعت 10:57  توسط لیلا ...  | 

خاطرات...

داربزن٬خاطرات کسی که تو را دور زده٬حالم خوب است ولی گذشته ام درد می کند!

برای محمد...

جراتی رو که میخواستم بدست آوردم برای نوشتن...

اما وقتی گذشته رو به یاد میارم قلبم درد میگیره!البته این درد هم یادگاری از همون روزای تلخه...که متاسفانه هیچ درمانی نداره وفقط باید تحملش کنم

یادمه وقتی جواب آزمایشمو بردم که دکتر نظر نهاییش رو بده خیلی ترسیده بودم!دعا دعا میکردم که اونی نباشه که بهم گفته بود!اما وقتی جواب آزمایش دوم رو دید نظرش رو تایید کرد!ازمطب که بیرون اومدم به اولین کسی که زنگ زدم توبودی!!!!!وتو چه راحت برخورد کردی واز همون موقع بود که کم کم از من بریدی و سرد شدی!نمیدونم ولی همش فکر میکنم به خاطر این درد لعنتی ازم دور شدی!اما وقتی درباره بیماریم به بهمن گفتم  فقط بغلم و کرد و گریه کرد و گفت تا آخر عمر کنارمه و هیچوقت تنهام نمیذاره

بازم قلبم دردگرفته دیگه نمیتونم بنویسم!میامو باز میگم ازگذشته!

فقط اینو بدون محمد یه جایی کنج قلبم هست که فقط فقط مال توئه!هرچی سعی میکنم که نباشی نمیشه

من بهمن و برسام رو باهیچ چیز و هیچکس عوض نمیکنم!اونا همه زندگی من هستن!اما بودنت دست من نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1392ساعت 18:19  توسط لیلا ...  | 

دوستت دارم...

می نویسم دوستت دارم

نگو تکراریست

شاید روزی نباشم تا تکرارش کنم...............

 

دوست داشتم یکسری حرفها برای"مدادپررنگ"بنویسم!حرفهایی که مدتهاست با خودم تکرار میکنم!ذره ای جرات میخوام تا شروع به نوشتن کنم!٬نه اینکه از کسی بترسم نه!جرات برای به یاد آوردن گذشته....................

مینویسم به همین زودی ها!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1392ساعت 20:9  توسط لیلا ...  | 

...

کسی که از صدا می گفت٬به لب مهر سکوتم زدمرابالای بالا بردولی سنگ سقوطم زد

چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم زتیغ گریه اشکم ریخت ولی من باز خندیدم

سکوتم حرفها داردولی چشم و دهان بستم ببین ای خوب دیروزم کجابودم٬کجا هستم!

سال نو مبارک باتاخیر یکماهه!

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1392ساعت 18:10  توسط لیلا ...  | 

عکس برسام

بالاخره تونستم عکس  برسام رو آپلود کنم!!!

عکس یک سالگی برسام(فردای روز تولدش توی آتلیه)

کیک دوسالگیش توپ فوتبال بود

عموعلی برسام ٬ برسام ٬ آرین پسر دایی برسام(عکس تکی نداشت با کیکش توی همه عَکس هاش آرین هم حضور داشت و برسام در حال گریه بود به دلیل حضور آرین. این تنها عکس بدون گریه بود)

کادوی تولد برسام که من و باباییش براش خریدیم(فردای تولد توی پارک کودک که برای بچه ها خیابون گذاشتن که با ماشینشون بیان و بازی کنن)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1391ساعت 19:25  توسط لیلا ...  | 

یه تیکه آسمون...

خدایا انسانهای گُل فروش را می بینی؟مردان خانه به دوش!زبان های عشق فروش!انسانهای آدم فروش!همه رامی بینی؟می خوام یه تیکه آسمون کلنگی بخرم٬دیگه زمینت بوی زندگی نمی ده!!!!!!!!!!!

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1391ساعت 18:6  توسط لیلا ...  | 

یلدا...

آخرپاییزشدهمه دم میزنن ازشمردن جوجه ها!!اما توبشمارتعداد دلهایی را که به دست آوردی...بشمار تعداد لبخندهایی که برلب دوستانت نشاندی ...بشمارتعداد اشک هایی که از سرشوق و غم ریختی...فصل زردی بود!!!!تو چقدر سبز بودی!!!!جوجه ها را بعدا با هم می شماریم

یلدا خجسته باد

پ.ن:مدادپررنگ عزیز تولدت مبارک.دوست داشتم برات میل بزنم اما نمیدونم چرا اصلا نمیشه!به هرحال از همین جا بهت تبریک میگم امیدوارم تا همیشه پیروز و شاد باشی!"تولدت مبارک ۷تا و۲تا"نمیدونم چرا نمیتونم تولدت رو فراموش کنم.شایدچون مهمترین حادثه زندگی هردومون باشه!گاهی خیلی ازت دلخور میشم اما خوشحالم که باهات آشنا شدم.روز تولدت خیلی از خاطره هارو برام زنده کرد

پ.ن۱:خیلی وقته که میخوام عکس های برسام رو بذارم اینجا اما نمیدونم چرا پرشین گیگ اصلا همکاری نمیکنه.اگه سایت دیگه ای سراغ دارید بهم بگید.سپاس

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1391ساعت 16:58  توسط لیلا ...  | 

....

سلام

من اومدم

کامپیوترم خراب بود برای همین نبودم

میام و بیشتر میگم

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1391ساعت 18:18  توسط لیلا ...  | 

مطالب قدیمی‌تر